کمیته رسانه انجمن دیپلماسی آب ایران، وبینار کتاب عکس تالاب هورالعظیم، روایتی هنری از درهم تنیدگی طبیعت، انسان و صنعت را در تاریخ 30 تیرماه 1405 به صورت برخط برگزار کرد. این وبینار گفتگویی بود با پوریا قلیچ خانی، کارشناس ارشد تنوع زیستی و مروج تلفیق هنر و محیط زیست.

“برای من، روح هورالعظیم در دستان پینه‌بسته ماهیگیران و چهره نجیب مردمانش جریان دارد. داستان این تالاب، داستان پیوند عمیق و باستانی انسان و طبیعت است؛ پیوندی که امروز با چالش‌های مدرن صنعتی روبرو شده. من تلاش کردم راوی این ارتباط باشم؛ راوی فرهنگی که با نبض آب و نیزار می‌تپد و برای بقای خود در دنیای جدید تلاش می‌کند. اگر هورالعظیم را از دست بدهیم، تنها یک زیست‌بوم را از دست نداده‌ایم، بلکه بخشی از هویت و داستان انسانی خود را نیز به فراموشی سپرده‌ایم. ما در یک نقطه عطف تاریخی برای آینده هورالعظیم ایستاده‌ایم.”

کتاب عکس تالاب هورالعظیم در سال 1404 توسط پوریا قلیچ خانی تهیه و توسط انتشارات خانه فرهنگ و هنر گویا منتشر شد. این کتاب حاصل بیش از یک سال، عکاسی در تالاب هورالعظیم بود.

به بهانه چاپ این کتاب و با هدف آشنایی بیشتر با تالاب هورالعظیم این بار از دریچه نگاه هنری به سراغ پوریا قلیچ خانی رفتیم تا گفتگویی در مورد تجربه زیسته ایشان از حضور در تالاب هورالعظیم  داشته باشیم.

پوریا قلیچ خانی در ابتدای این گفتگو در خصوص جنبه های مورد توجه در عکاسی از تالاب هورالعظیم گفت: به عنوان یک عکاس وارد هورالعظیم که می شوید نمی توانید نگاه تک بعدی به هور داشته باشید.من قصد داشتم هیچ چیزی را در تالاب حذف نکنم. در واقع هدفم این بود که هر آن چیزی که هست زشت و زیبا را نشان دهم. زاویه نگاه من در این کتاب بر سه جنبه متمرکز بود.

1- تنوع زیستی و شکوه طبیعی تالاب. ثبت تغییرات فصلی تالاب هورالعظیم و شگفتی‌های طبیعی آن

2- فرهنگ تالاب نشینی و زیست انسانی. مردمی که قرنهاست زندگی شان با آب و نیزار گره خورده است. صرفا نمی خواستم در این کتاب، قوم نگاری کنم. می‌خواستم آن رابطه زیستی و عاطفی انسان و تالاب را نشان دهم.

3-تداخل صنعت و توسعه ناپایدار با حیات تالاب

قلیچ خانی در پاسخ به این سوال که “از میان جنبه هایی که به آنها اشاه کردید از نظر شما کدام جنبه در هورالعظیم شاخص تر است” گفت «اگر بخواهم خیلی صریح از نگاه علمی و هنری پاسخ بدهم شاخص‌ترین جنبه زیست محیطی تالاب، زیست بی نظیر انسان و تالاب است. تالاب مثل یک گهواره است که از قدیم الایام اشکال زیست انسانی را در خود جای داده است. این جامعه بومی قرنها در زیست با طبیعت یاد گرفته است که زیستنی در تقابل با تالاب نداشته باشد. شرایط زیستی که هم برای جامعه بومی و هم برای اکوسیستم تالاب در حال حاضر تحت فشار شدیدی قرار دارد”.

در خصوص تنوع زیستی هم تالاب هورالعظیم یک گلوگاه مهم برای پرندگان مهاجر است و یک زیستگاه ارزشمند در سطح بین المللی است. بنابراین وقتی از شاخص‌ترین جنبه هورالعظیم حرف میزنیم فقط در مورد آب حرف نمی زنیم، بلکه در مورد یک زندگی و میراث فرهنگی، و یک اکوسیستم زنده حرف میزنیم.

پرسش : به نظر شما رابطه انسان و طبیعت در این تالاب چقدر آسیب دیده است؟

قلیچ خانی: طبیعت در هورالعظیم به نظرم دچار یک گسست عمیق است. دچار یک تغییر ساختاری است. ما شاهد هستیم که تالاب به خاطر فعالیت های نفتی، مدیریت ناصحیح آب یا فشارهای بالادست تحت تاثیر شدید قرار گرفته، خشک شده است. اولین ضربه به معیشت تالاب نشین ها و جامعه بومی آن وارد میشود. گاومیش‌های وابسته به آب تالاب از بین می‌روند. تنوع گونه‌های ماهیان صدمه می بیند. این امر نابودی کشاورزی حاشیه تالاب را هم در پی دارد.

اولین نکته این است که مردم بومی که قرنها با این زیستگاه سازگار بودند با دخالت‌های انسانی مجبور به ترک محل زیست خود هستند و یا باید شیوه زندگی خود را تغییر دهند؛ و البته تغییر نوع شغل خصوصا در میان صیادان بسیار جدی است. پس این صرفا مساله محیط زیستی نیست بلکه یک موضع اجتماعی و فرهنگی را نیز در کنار خود دارد.

در این کتاب خیلی تلاش کردم این فقدان را نشان دهم. از دست رفتن  و خیره شدن به بستر خشک تالاب و چهره هایی که هنوز به تالاب تعلق دارند ولی به آن دسترسی ندارند. رابطه انسان و طبیعت در تالاب به یک رابطه ناعادلانه تبدیل شده است. در واقع طبیعت قربانی توسعه شده است.

پرسش: چرا هورالظیم؟ از میان تمام تالاب های ایران چه چیزی شما را به سمت هورالعظیم برای چاپ این کتاب کشاند؟

قلیچ خانی: انتخاب هورالعظیم برای من چند دلیل داشت. اول اینکه این تالاب از نظر اکولوژیکی از مهمترین تالاب های مرزی است. ولی انگیزه من این بود که احساس میکردم هور در روایت های رایجی که می‌شنویم یا صرفا یک مساله بحران زده معرفی شده، یا فقط از زاویه نقد صنعت به آن نگاه میشود. من می‌خواستم روایت سومی بسازم، روایتی که هورالعظیم را به عنوان یک موجود زنده و اکوسیسم پیچیده و یک حافظه تاریخی نشان دهد.

برای من این کتاب عکاسی نبود، یک مستندنگاری تاریخی بود. تلخ است ولی باید بگویم ما در عرصه محیط زیست نباید امید واهی بدهیم. من میدانستم که تغییرات اقلیمی، توسعه انسانی و به ویژه توسعه صنعت با سرعتی بالا در حال تغییر چهره این تالاب است و ممکن است 20 سال بعد، دیگر چهره فعلی تالاب را نبینیم و فقط خواستم تصویری بسازم که ما در آینده ببینیم چه چیزی در تالاب بوده است و چه چیزی را از دست داده ایم.

انگیزه دیگر من ثبت تجربه زیسته بود. میخواستم در واقع هورالعظیم را نه فقط از بیرون، بلکه از دل تجربه میدانی و انسانی ثبت کنم و این موضوع با دیدن مرم بومی و شنیدن روایت ها و پیوندشان با هورالعظیم در این کتاب اتفاق افتاده است.

پرسش: بخشی از کتاب شما هورالعظیم عراق را به تصویر کشیده است. نگاه مردم در ایران و عراق به تالاب را چگونه دیدید؟ به نظر شما چقدر انگیزه و خواست برای حفاظت از تالاب وجود دارد؟

قلیچ خانی: یکی از مهمترین ویژگی‌های این کتاب برای من این بود که تلاش کردم هورالعظیم را به مرزهای سیاسی محدود نکنم. و خوب به بخش عراقی تالاب سفر کردم. مردم بومی چه در ایران، چه در عراق هیچ مرز سیاسی بین‌شان نیست. تالاب نشین عراقی از لحاظ فرهنگی معیشتی با تالاب نشین ایرانی خیلی بهم نزدیک هستند. زبان مشترک‌شان آب، نیزار، صید و گاومیش هایشان هست. در عین حال چیزی که برای من جالب بود این بود که مردم بومی هر دو سوی مرز خواسته جدی‌شان حفاظت از تالاب بود. چون زندگی‌ شان وابسته به تالاب است. و مشکل اصلی‌شان این است که صدای آنها در برابر منافع بزرگتر اقتصادی و صنعتی خیلی ضعیف تر است. بنابراین حفاظت از تالاب فقط با خواست مردم امکان پذیر نیست و نیاز به یک اراده مدیریتی و دیپلماسی آبی مشترک دارد.

مردم تالاب چه عراقی و چه ایرانی به خوبی میدانند که اگر تالاب نابود شود، فقط مرگ تالاب رخ نداده بلکه یک شیوه زیستی کهن نابود خواهد شد.

پرسش : ما شما را به عنوان کسی که در حوزه هنر و محیط زیست فعال است می شناسیم. چطور از تلفیق هنر و محیط زیست برای موضوع حفاظت از محیط زیست و یا برای آموزش محیط زیست استفاده می‌کنید؟

قلیچ خانی: پیوند هنر و محیط زیست برای من یک پروژه مقطعی و یا علاقه جانبی نبود. بلکه مسیر اصلی فعالیت حرفه‌ای من را شکل داده است. و از سال 1390 این مسیر را با این ذهنیت که از ابزارهای هنری در کنار محیط زیست استفاده کنم، شروع کردم. در طول این سالها تلاش کردم تا از ظرفیت های مختلف هنر برای روایت مسائل محیط زیستی و آموزش، ایجاد ارتباط بین مخاطب و طبیعت استفاده کنم. این مسیر هم برای من فقط عکاسی یا انتشار کتاب هورالعظیم نیست، و هر پروژه ای به نحوی بخشی از مسیر بزرگتری بود که زنجیروار بهم متصل بودند.

فکر میکنم تلفیق هنر و محیط زیست، پیوند بین دانش و احساس است. یعنی علم محیط زیست به ما اطلاعات و آمار تخصصی میدهد مثلا یک تالاب چه میزان از مساحت خود را از دست داده است. یا جمعیت یک گونه چقدر کاهش پیدا کرده است. زیستگاه با چه تهدیدهایی روبرو شده است. این اطلاعات خیلی ضروری است ولی برای ایجاد ارتباط عمیق با مخاطب قطعا کافی نیست.

همه ما این تجربه را داریم که مثلا یکسری اطلاعات آماری و تخصصی را در مورد یک موضوع محیط زیستی در قالب مقاله، گزارش و با وبینار و جلسه ارائه میدهیم ولی آن اتفاقی که باید، رخ نمیدهد. چون احساسی در آن نبوده است. هنر به عنوان یک کاتالیزور این اعداد و ارقام را به سطح یک تجربه انسانی و حسی منتقل کند. یعنی یک عکس میتواند فقدان یک زیستگاه را به شکلی نشان دهد که مخاطب ان را حس کند و یا یک فیلم مستند می تواند مخاطب را با زندگی افرادی همراه کند که مثلا اثر تخریب معیشت، زندگی شان را تهدید می کند. صدا و موسیقی هم هیمن طور است. اینها می‌توانند فضاهایی را بسازند که مخاطب بدون اینکه حضور فیزیکی در یک زیستگاه داشته باشد، تجربه حسی و عاطفی از آن پیدا کند. بنابراین هنر برای من جایگزین علم نیست و علم هم نیمتواند جایگزین هنر باشد. این دو باید کنار هم قرار بگیرند.

درواقع، علم به نظرم اعتبار و دقت را نشان میدهد، و هنر امکان آن ارتباط و همدلی را فراهم میسازد.

پرسش: به نظر شما از چه جنبه ای در هنر برای درک محیط زیست بیشتر استفاده کرد؟ مثلا عکاسی، فیلم مستند یا چیزهای دیگر ؟

پاسخ : در حوزه مدیوم ، هیچ مدیومی نمی‌تواند به تنهایی همه ابعاد محیط‌زیستی را نشان دهد. هر مدیوم هنری توانایی و محدودیت های خود را دارد. و من فکر میکنم که انتخابش براساس موضوع، مخاطب و هدف پروژه است. مثلا در بحث عکاسی، عکس قدرت مکث دارد. عکس میتواند یک لحظه را از جریان زندگی جدا کند و جلوی چشم مخاطب بیاورد.

در زمینه مستدسازی هم بسیاری از تغییرات محیط‌زیستی تدریجی شکل می‌گیرد و ممکن است یک تالاب یک روزه نابود نشود، بطور تدریجی طی چند سال تالاب به سمت نابودی حرکت کند. خوب عکس میتواند به عنوان حافظه بصری این فراِیند باشد.

بخش مستندسازی و فیلم مستند ظرفیت جدا از عکس دارد. فیلم میتواند صدا، زمان و حرکت را ثبت کند. وقتی موضوع درباره تغییر تدریجی یک زیستبوم است،  تصویر متحرک میتواند لایه‌هایی را به مخاطب منتقل کند که عکس به تنهایی قادر به انتقال آن نیست.

جالب که خیلی از ما در طبیعت بیشتر از آنکه یاد تصویر بیفتیم، آن صدای طبیعت است که به ما حال خوب میدهد. صدای باد، صدای خش خش برگ یا صدای نیزار. هر مدیوم هنری به نظر من توانایی خاص خود را دارد.

پرسش: از تجربه خودتون در مورد ارتباط گرفتن مخاطب با موضوع هنر و محیطزیست صحبت کنید. چقدر سخت بوده چقدر شما درک مخاطب را لمس کردید؟

پاسخ: کار سختی این ماجرا. من فکر میکنم یک فرد محیط‌زیستی وقتی با اکوسیستم سروکار دارد که اصلا تک بعدی نیست و جنبه های مختلفی دارد، فرد محیط زیستی هم باید چند بعدی باشد. بواسطه سختی کار در طبیعت، در بسیاری از سفرها ما تعداد افراد مورد نیاز را در اختیار نداریم. حالا یا بودجه کمتری داریم، یا شرایط آنقدر سخت است که مثلا یک تصویربردار برایش ساعتهای متمادی در غار ماندن سخت باشد، بنابراین من خودم سعی کردم خیلی چیزها را یاد بگیرم. عکاسی را بلد بودم، تصویربرداری را هم آموختم، ادیت و تدوین را هم یاد گرفتم و در کنار آن بدلیل تخصص در رشته محیط زیست کار پژوهش را هم انجام میدهم.

ارتباط گرفتن با مخاطب در حوزه محیط زیست اصلا کار ساده‌ای نیست. و به خاطر اینکه شما با موضوعی در ارتباط باشید که هم هنری و هم علمی باشد و هم اثرگذار باشد و هم برای مخاطب قابل درک باشد. اگر فقط یک اثر علمی را به مخاطب ارائه کنید ممکن است مخاطب را دور کند، و اگر فقط روی بعد احساس تکیه کنید ممکن شعاری شود که متاسفانه این روزها خیلی شاهدش هستیم. برقراری تعادل بین این بخش‌ها یکی از چالش‌های مهم در برقراری ارتباط با مخاطب در حوزه هنر و محیط زیست است.

در کنار یادگیری ابزارهای هنری، موضوع مطالعه و پژوهش محیط زیستی برای ساخت یک اثر هنری  و محیط زیستی هم سختی های خود را دارد.

 

در ادامه این گفتگو، پوریا قلیچ خانی تصاویری از کتاب تالاب هورالعظیم را نشان دادند و در از تجربه عکاسی از طبیعت، زیست انسانی تالاب و صنعت در عکس ها توضیحاتی را ارائه دادند.  در ادامه این گفتگوی گرم ، پرسش هایی از سوی شرکت کنندگان مطرح و آقای قلیچ خانی به آنها پاسخ دادند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *