نشست تخصصی با محوریت «ظرفیت‌های نهادی توانمندسازی زنان در حکمرانی آب» توسط کمیته زنان انجمن دیپلماسی آب ایران با حضور اعضاء ایرانی کارگروه ویژه بین المللی توانمند سازی زنان در مدیریت آب کمیسیون بین المللی آبیاری و زهکشی و جمعی از متخصصان  در تاریخ 26 خرداد ماه 1405 به صورت آنلاین برگزار شد.

در این نشست، ابعاد مختلف نقش زنان در حکمرانی آب، از سطح بین‌المللی تا محلی، و همچنین پیوند میان رویکردهای نهادی، اجتماعی و محیط‌زیستی مشارکت زنان در حکمرانی آب مورد بررسی قرار گرفت.

در ابتدای نشست، معصومه اشتیاقی رئیس کمیته زنان به‌عنوان مدیر نشست، با تبیین اهمیت رویکرد نهادگرایی به توسعه ظرفیت‌های نهادی برای پیشبرد اهداف توانمندسازی و مشارکت زنان پرداختند. ایشان با اشاره به گذار جهانی در مدیریت منابع آب از رویکردهای صرفاً فنی و مهندسی به رویکردهای کلان‌نگر، حکمرانی‌محور و مشارکتی، چارچوب کلی بحث را ترسیم کرد. اشتیاقی با تأکید بر ارتقای جایگاه زنان در ساختارهای بین‌المللی از جمله کمیسیون بین المللی آبیاری و زهکشی ( ICID)، این تحول را نه صرفاً یک دغدغه اجتماعی، بلکه بخشی از یک مسیر نهادی در حکمرانی آب دانستند.

در ادامه،  اشتیاقی مجموعه‌ای از موضوعات کلیدی را در سطوح بین‌المللی، ملی و محیط‌زیستی با اعضای ایرانی کارگروه بین‌المللی توانمندسازی زنان در کمیسیون بین‌المللی مطرح و مورد پرسش و تبادل نظر قرار دادند. این موارد شامل

  • چگونگی ارتقای نقش زنان در حکمرانی آب،
  • بهره‌گیری از ظرفیت‌های نهادی برای تقویت مشارکت زنان در سطوح مختلف تصمیم‌گیری،
  •  پیوند میان دانش بومی و رویکردهای نوین حکمرانی آب،
  • و همچنین نقش راهکارهای طبیعت‌محور و ظرفیت‌های دیپلماسی فرهنگی در مدیریت پایدار منابع آب بود.

دکتر نرگس ظهرابی، رییس مرکز منطقه ای برنامه تحقیقات بین المللی و کارگروه ویژه توانمندسازی زنان در مدیریت آب کمیسیون بین المللی آبیاری و زهکشی در این نشست تخصصی با تأکید بر اهمیت ایجاد بسترهای نهادی اظهار داشت: ایجاد بسترهای نهادی، فرصتی بی‌بدیل برای مشارکت فراگیر نخبگان، خبرگان و پیشکسوتان و جریان‌سازی تخصصی در تراز بین‌المللی فراهم می‌آورد. وی با اشاره به نقش کمیسیون بین‌المللی آبیاری و زهکشی افزود: این کمیسیون با شبکه گسترده ۸۰ کشور عضو، نمایندگان دولت‌ها، شرکای بین‌المللی، NGOها و بخش خصوصی، بستری مهیا کرده است تا ظرفیت‌های تخصصی زنان فراتر از مأموریت‌های سلب حاکمیتی، به فضای پویای تبادل دانش پیوند بخورد. وی ادامه داد: ما بر این باوریم که تبدیل توانمندی‌های بالقوه به مشارکت‌های مؤثر، مستلزم ایجاد سکوهایی برای دیده شدن این ظرفیت‌هاست؛ لذا با طراحی کارگاه‌ها و پنل‌های تخصصی در رویدادهای راهبردی جهان، تلاش کردیم این حضور را به یک جریان رسمی در حکمرانی و مدیریت آب بدل کنیم.

ظهرابی با اشاره به تجارب میدانی، ضرورت این بازنگری را دوچندان دانست و تصریح کرد: بطور مثال در تجربه نشست‌های مرتبط با کشور نیجریه متوجه شدیم امنیت غذایی در گرو تلاش زنان است اما حق تصمیم‌گیری آنان در حوزه آب پایین است؛ در حالی‌که در تجربه نشست‌های تاجیکستان، با تشکیل «شوراهای حوضه آبریز زنان» ذیل شورای اصلی مدیریت یکپارچه حوضه‌های آبریز، الگویی موفق از پیوند جامعه محلی با مدیریت فنی و اجرایی ارائه شد.

وی افزود: امروز که جهان از مدیریت سنتی آب در چارچوب مدیریت یکپارچه منابع آب ( IWRM ) عبور کرده، تأکید ما در رایزنی‌های بین‌المللی بر اتخاذ رویکرد «نکسوس» یعنی همبست آب، انرژی، غذا و اکوسیستم و نیز اقتصاد چرخشی است؛ چرا که تکرار مسیرهای آزموده‌شده، سایر کشورها را نیز به بن‌بست ناترازی‌های سرزمینی خواهد کشاند. وی خاطرنشان کرد ما شعار از ریشه های محلی تا هم افزایی جهانی را در کنگره امسال کمیسیون بین المللی دنبال میکنیم و در این راستا جهان تشنه تجربیات میدانی ایران است. به گفته وی، نمونه درخشان این دمعا، تجربه رامهرمز است که در ان توانمندسازی زنان، فراتر از پروتکل های فنی، موجب کاهش حوادث در کانال های آبیاری شد. همچنین ظرفیت زنان در حل تعارضات محلی میان کشاورزان در مدیریت توزیع آب در شبکه شناسایی شد که گواهی برقدرت مهارت های ارتباطی و نگاه صیانت گر زنان است و این تجربیات قابلیت صدور به سایر نقاط جهان را دارد.

ظهرابی در ادامه با تأکید بر ضرورت بازتعریف «ظرفیت‌های نرم» بیان کرد: این ظرفیت‌ها شامل مهارت‌های ارتباطی، تفکر سیستمی و توانایی هماهنگی بین‌بخشی و فرابخشی است که مکملی گریزناپذیر برای تخصص‌های فنی در حل تعارضات ملی و فرامرزی به شمار می‌رود. وی افزود: زن در مقام مدیر کانون خانواده، به‌طور ذاتی از توان هماهنگی میان ذی‌نفعان گوناگون برخوردار است و تسری این مدل ذهنی به حکمرانی آب می‌تواند تعارضات صلب کنونی را انعطاف‌پذیرتر کند؛ چرا که مدیریت آب نه یک فرآیند خطی، بلکه موضوعی سیستمی و چندوجهی است.

وی در پایان تصریح کرد: چالش پیش‌روی ما نه صرفاً «بحران آب»، بلکه یک «بحران نگرشی» است و مدیریت پایدار مستلزم اعتماد ساختار حکمرانی به بسترهای نهادی و مدنی است. وی همچنین بر ضرورت بهره‌گیری هم‌زمان از ظرفیت‌های سخت و نرم برای گره‌گشایی از مسائل جامعه و پیشبرد دیپلماسی و مدیریت بهینه منابع و ارتباطات تأکید کرد و ارتقای انعطاف‌پذیری در مدل‌های فکری را یک بینش راهبردی در صیانت از منافع ملی در عرصه جهانی دانست.

دکتر زهرا سلطانی ، دبیر کارگروه امور اجتماعی و مشارکت مردمی شرکت مدیریت منابع آب ایران و عضو کارگروه بین المللی توانمندسازی زنان در مدیریت آب کمیسیون بین المللی آبیاری و زهکش، در این نشست تخصصی با تأکید بر تجربه خود در حوزه مشارکت مردمی و توانمندسازی زنان در مدیریت آب اظهار داشت: مسئله اصلی در حکمرانی آب فقط ضرورت تغییر نیست، بلکه بستر نهادی این تغییر است. به گفته وی، این نهادها هستند که تعیین می‌کنند چه دانشی مشروع شناخته شود، چه اقداماتی امکان بروز پیدا کنند و چه ظرفیت‌هایی نادیده بمانند؛ از همین رو، بازاندیشی در بسترهای نهادی حکمرانی آب ضروری است. وی با اشاره به ابعاد پیچیده مسئله آب در ایران افزود: مسئله آب در ایران صرفاً به کمبود منابع یا ضعف زیرساخت محدود نمی‌شود، بلکه به شکاف میان نهادها، تفاوت زبان‌های تصمیم‌گیری و کم‌توجهی به ظرفیت‌های اجتماعی نیز مربوط است؛ موضوعی که در حوزه زنان پررنگ‌تر دیده می‌شود. به گفته او، نهادهای آب در ایران در بستر نگاه توسعه‌گرا، متمرکز و مهندسی شکل گرفته‌اند و اگرچه در دوره‌ای به توسعه زیرساخت کمک کرده‌اند، اما امروز با واقعیت‌های پیچیده‌تری همچون افت منابع آب زیرزمینی، تغییر اقلیم، مهاجرت، ناپایداری روستاها و تعارض میان شرب، کشاورزی، محیط‌زیست و معیشت مواجه هستند و نیازمند تغییر رویکردها و فرایندها هستند.

سلطانی تأکید کرد: در چنین شرایطی، غیبت زنان تنها به معنای نابرابری نیست، بلکه به معنای حذف بخشی از دانش زیسته، تجربه سازگاری و ظرفیت اجتماعی جامعه از فرآیند حکمرانی آب است. وی در ادامه با اشاره به ظرفیت زنان در شکل‌گیری زبان مشترک و تقویت «دیپلماسی داخلی آب» تصریح کرد: تجربه شوراها در ایران و تاجیکستان نشان می‌دهد که بسیاری از سازوکارهای هماهنگی در ایران، به دلیل ناتوانی در ایجاد فهم مشترک میان منطق‌های بخشی، به جای آنکه محل گفت‌وگو باشند، به محل دفاع از مواضع سازمانی تبدیل می‌شوند. به گفته وی، در تاجیکستان رسیدن به فهم مشترک خود یک پروژه چندساله بوده و همین امر به مشارکت فراگیرتر، به‌ویژه با حضور زنان به‌عنوان نمایندگان جامعه محلی، کمک کرده است.

وی افزود: زنان می‌توانند نقش کنشگران ترجمه‌گر را ایفا کنند، زیرا میان زبان دولت و جامعه، دانش فنی و تجربه زیسته و همچنین منافع بخشی و حوضه‌ای پل می‌زنند.

سلطانی همچنین با تأکید بر تحولات اجتماعی در ایران بیان کرد: افزایش سطح تحصیلات زنان و گسترش حضور آنان در عرصه‌های عمومی، مدنی و حرفه‌ای، به شکل‌گیری شبکه‌های ارتباطی مؤثری انجامیده که می‌تواند در اعتمادسازی، گفت‌وگو، میانجی‌گری و انتقال روایت‌های محلی به سطوح تصمیم‌گیری نقش‌آفرین باشد. به گفته وی، زنان فقط ذی‌نفع نیستند، بلکه بخشی از ظرفیت نهادی جامعه برای مدیریت تعارض و نهادینه‌کردن گفت‌وگو به شمار می‌آیند. وی در جمع‌بندی خاطرنشان کرد: حتی نهادهای بین‌المللی نیز امروز در حال بازاندیشی در رویکردهای پیشین خود هستند و بیش از گذشته به ابعاد اجتماعی، محلی و جنسیتی توجه می‌کنند. او افزود: نهادهای دولتی با وجود دغدغه تغییر، به دلیل شکل‌گیری در چارچوب‌های پیشین، ناگزیر به تغییر تدریجی‌اند. از این رو، نهادهای میانجی مانند انجمن دیپلماسی آب می‌توانند با ایجاد زبان مشترک و تقویت گفت‌وگو، به نزدیک‌تر شدن دولت، جامعه و دانش تخصصی کمک کرده و در نهایت زمینه گذار بهتر در حکمرانی آب را فراهم کنند.

دکتر شیما کبیری، رییس کمیته منطقه ای آبیاری و زهکشی قزوین و عضو کارگروه بین المللی توانمندسازی زنان در مدیریت آب کمیسیون بین المللی آبیاری و زهکش، در این نشست تخصصی با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد در مدیریت منابع آب اظهار داشت که به باور کارشناسان، مدیریت پایدار آب تنها با نگاه فنی و سازه‌محور امکان‌پذیر نیست و لازم است به‌صورت همزمان ابعاد طبیعی، اجتماعی و فرهنگی نیز مورد توجه قرار گیرد. وی با اشاره به تجربه‌های محلی تصریح کرد اقداماتی مانند احیای تالاب‌ها و حفظ پوشش گیاهی می‌تواند نقش مؤثری در پایداری منابع آب ایفا کند.

وی همچنین بر اهمیت دانش سنتی و مشارکت جوامع محلی، به‌ویژه زنان، در انتقال تجربه‌ها و توسعه شیوه‌های سازگار با کم‌آبی تأکید کرد و افزود که تقویت حضور زنان در فرآیندهای تصمیم‌گیری محلی و بهره‌گیری از دانش بومی در سیاست‌گذاری از الزامات حکمرانی پایدار آب است. به گفته وی، آموزش ارزش آب به کودکان و نسل جدید نیز به‌عنوان یکی از راهکارهای فرهنگی، نقش مهمی در ارتقای آگاهی عمومی دارد.کبیری در ادامه با اشاره به نقش راهکارهای مبتنی بر طبیعت در مدیریت پایدار منابع آب خاطرنشان کرد که اقداماتی همچون احیای تالاب‌ها، تقویت پوشش گیاهی بومی و مدیریت طبیعی آبخیزها می‌تواند به بهبود وضعیت منابع آب کمک کند.

کبیری تأکید کرد که در این میان، دانش بومی جوامع محلی، به‌ویژه زنان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چراکه زنان در بسیاری از مناطق مسئول مدیریت آب و انتقال تجربه‌های سنتی در زمینه مصرف، ذخیره و حفاظت از آب هستند. از این‌رو، مستندسازی و به‌رسمیت شناختن این دانش در برنامه‌های پژوهشی و سیاستی ضروری است. وی همچنین بر ضرورت ایجاد سازوکارهای مشارکتی از جمله شوراهای محلی و شبکه‌های جامعه‌محور برای تقویت حضور زنان در فرآیندهای تصمیم‌سازی مرتبط با آب تأکید کرد و افزود که استفاده از ابزارهای آموزشی و فرهنگی برای آشنا کردن کودکان با ارزش آب باید به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

 رییس کمیته منطقه ای آبیاری و زهکشی قزوین، در بخش دیگری از سخنان خود به نقش فرهنگ و میراث‌های مرتبط با آب در تقویت ظرفیت‌های اجتماعی مدیریت منابع آب اشاره کرد و گفت: پیشینه تاریخی ایران در مدیریت آب، از جمله قنات‌ها، آیین‌های مرتبط با آب و نظام‌های سنتی تقسیم آب، از جمله میراث‌های ارزشمندی هستند که می‌توانند به‌عنوان سرمایه‌ای نهادی در حکمرانی آب مورد استفاده قرار گیرند.

وی با اشاره به نمونه‌هایی مانند قنات‌های تاریخی و ثبت جهانی برخی نظام‌های سنتی آبیاری، این میراث را دارای اهمیت در سطح ملی و بین‌المللی دانست. وی در پایان تأکید کرد که بسیاری از آیین‌ها و سنت‌های مرتبط با آب در جوامع محلی توسط زنان حفظ و منتقل می‌شود و بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها در حوزه‌هایی همچون آموزش، گردشگری پایدار و اکوتوریسم می‌تواند به افزایش آگاهی عمومی، تقویت اعتماد میان ذی‌نفعان و کاهش تعارضات آبی کمک کرده و زمینه‌ساز همگرایی و همکاری بیشتر در مدیریت منابع آب شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *